تبلیغات
hi love


hi love

دلی که شکستی را گچ چاره نکرد، گل گرفتمش . . .

—–

با یاد تو این ستاره ها رنگی بود / این دفتر خاطرات من سنگی بود

از درس کلاس عاشقی سهمم باز / یک زنگ فقط دوری و دلتنگی بود . . .

—–

دیگری جز تو مرا این همه آزار نکرد / آنچه کردی تو به من هیچ ستم کار نکرد . . .

—–

لعنت به همه ی قانون های دنیا که در آن شکستن دل پیگرد قانونی ندارد . . .

—–

تا دیروز، هرچه می نوشتم عاشقانه بود از امروز، هرچه بنویسم صادقانه است عاشقانه دوستت دارم . . .

—–

یه رابطه از اونجایی خراب میشه که تو ناراحتش کنی و یکی دیگه آرومش . . .

—–

سرد بودنم را بگذار به حساب گرم بودنت با دیگران . . .

—–

زندگی شبیه شعریست قافیه هایش با من، ” تو ” فقط همیشه ردیف باش !

—–

گل اگر چشم خودش باز کند خواهد مرد / ماه در اوج غرورش به زمین خواهد خورد

چون به زیبایی تو حسرت، عالم خوردند / برق چشمان تو روح از تنشان خواهد برد . . .

—–

انسانهای خوب همانند گلهای قالی اند نه انتظار باران را دارند و نه دلهره ی چیده شدن ، دائمی اند !

—–

دیـگـــر نه اشـکـــهایــم را خــواهـی دیــد

نه التـــمـاس هـــایم را

و نه احســـاســاتِ ایــن دلِ لـعـنـتـی را…

به جـــایِ آن احســـاسی که کُـــشـتـی

درخـتـی از غــــرور کـاشـتم…

—–

بهانه میتراشی و مرا عذاب میدهی / به روح بی قرار من تو اضطراب میدهی

دلم پر از گلایه ها، تنم اسیر درد و خون / ولی تو قهر با دلم برای لحظه ی مکن . . .

—–

به همون اندازه که ماهى دوست نداره برسه به خشکى دوست دارم . . .

—–

کاش نامت را با خط بریل مینوشتند صدا کردنت کافی نیست، شکوه اسم تو را باید لمس کرد !

—–

اگر دو نفر لبه پرتگاهی باشند کدومشون رو نجات میدی !؟ اونی که خیلی دوستش داری ؟ یا اونی که خیلی دوست داره ؟

—–

ز تلخی سکوتت من چه بگویم / همان بهتر که از غم ها نگویم

تو کاری کرده ای با بی وفایی / دگر از عشق خود با کَس نگویم . . .

—–

می دانی … !؟ به رویت نیاوردم … ! از همان زمانی که جای ” تو ” به ” من ” گفتی: ” شما “ فهمیدم پای ” او ” در میان است . . .

—–

سفری به دور دنیاست، وقتی دستانم تا انتها، رویت را نوازش می کنند . . .

—–

دلی دارم ز جنس سنگ و شیشه / چنان مهرت به جانم کرده ریشه

که در شش گوشه ی قلبم نوشته / عزیزم ، دوستت دارم همیشه . . .

—–

دلم چندین سال است روزه ی عشق گرفته است ! اذان افطارش را تو بگو

—–

تنهایی یعنی: ذهنم پر از تو و خالی از دیگران است ، اما کنارم خالی از تو و پر از دیگران است !

—–

در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست؟ مثل آرامش بعد از یک غم، مثل پیدا شدن یک لبخند مثل بوی نم بعد از باران، در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست؟ من به آن محتاجم !

—–

دل آرام را بی تاب میکنی، دل بی تاب را آرام آخرش نگفتی: تو، دردی یا درمان؟



غربت دیرینه ام را با تو قسمت می کنم / تا ابد با درد و رنج خویش خلوت می کنم

رفتی و با رفتنت کاخ دلم ویرانه شد / من در این ویرانه ها احساس غربت می کنم

.

.

.

آرزو دارم بهاران مال تو / شاخه های یاس خندان مال تو

آن خداوندی که دنیا آفرید / تا ابد همراه و پشتیبان تو . . .

.

.

.

هیچ میدانی ؟

تا تو در آغـوش من گل نکنی‌

این بهار ، بهار نمی‌‌شود . . .

.

.

.

سلام بر آنان که لایق سلامند / یک رنگ و یکدل و یک مرامند

هم گلند هم گنجینه هم دوست / هرچه از وی تعریف کنی نیکوست . . .

.

.

.

برو ای خوب من، هم بغض دریا شو ، خداحافظ

برو با بی کسی هایت هم آوا شو ، خداحافظ

تو را با من نمی خواهم که “ما” معنا کنم دیگر

برو با یک “من” دیگر بمان “ما” شو، خداحافظ . . .

.

.

.

جاگذاشته ام دلی

هرکه یافت

مژدگانی اش تمام “زندگی ام” . . .

.

.

.

متون عاشقانه بسیار زیبا

عشق تصمیم نیست ، یک احساس است

اگر ما میتونستیم تصمیم بگیریم که چه کسی را دوست داشته باشیم

بعد از آن یک زندگی بسیار ساده و معمولی داریم

و از زندگی عاشقانه و جادویی سهمی نمیبریم . . .

.

.

.

لباس هایم که تنگ می شد

می بخشیدم به این و آن

ولی دل تنگم را ، حالا

چه کسی می خواهد !؟

.

.

.

خوشحالم که ساعتها را جلو کشیده اند

حالا یک ساعت کمتر از همیشه نیستی !

.

.

.

عطرهای خوب ، شیشه خالی شان هم بعد سال ها هنوز عطر می دهد

درست مثل جای خالی تو . . .

.

.

.

دلم برای سادگی ام میسوزد وقتی

دستانت را برایم مشت میکنی

میپرسی: گل یا پوچ ؟

در دلم میگویم : دستهای تو . . .

.

.

.

پیانیست نیستم

خوب می نوازد انگشتانم اما

اگر بر تن تو

نوازشگر شوند . . .

.

.

.

بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی ؟

دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی ؟

آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو

زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی ؟

.

.

.

طعم سیب میدهد لب هایش و من گناهکارترین حوّای زمینم

بهشت همینجاست ، در آغوش تو با لب های ممنوعه ات . . .

.

.

.

در انتظار تو

کاسه ی صبر که هیچ

صبر کاسه هم لبریز شد . . . !

دوستت دارم

.

.

.

هر چه گویم عشق را شرح و بیان / چون به عشق آیم خجل مانم از آن

گرچه تفسیر زبان روشنگر است / لیک عشق بی زبان زان خوشتر است . . .

.

.

.

عشق ،یعنی که تکان خورده و سرپا بشویم

زورکی هم که شده در دل هم جا بشویم

آنقَدَر صبر که شاید علفی سبز شود

پای هم پیر شویم و متوفّی بشویم !

.

.

.

کتاب آغوشت

سوره ی لب هایت

آیه ی بوسه هایت

آنچنان پای بندم به این کیش

که هزار شیطان نمی توانند

لحظه ای

ذره ای

ایمانم را سست کنند . . .

.

.

.

من

دهقان فداکاری شده ام ، که تمام وجودش را به آتش کشیده روبرویت

و تو

قطاری که چشم دیدن مرا ندارد . . .

.

.

.

زندگی شطرنج دنیا و دل است / قصه پررنج صدها مشکل است

شاه دل کیش هوسها میشود / پای اسب آرزوها در گل است

فیل بخت ما عجب کج میرود / در سر ما بس خیالی باطل است

ما نسنجیده پی سرباز او / غافل اینکه او حریفی قابل است

مهره های عمر من نیمش برفت / مهره های او تمامش کامل است . . .



عشق یعنی پاک بودن در فساد / آب ماندن در دمای انجماد . . .

.

.

.

در شادی من شریک باش ای ساعت / در فکر لباس شیک باش ای ساعت

تعجیل بکن ، دلم برایش تنگ است / کم عاشق تیک و تاک باش ای ساعت . . .

.

.

.

جدیدترین اس ام اس های عاشقانه

کل اسم های تو موبایلم رو به اسم تو تغییر دادم

حالا هرروز بهم زنگ میزنی

یکبار هم نه ، چند بار ، تازه تغییر صداهم میدی

من که میدونم تو هم دلت تنگ منه . . .

.

.

.

همیشه در ریاضیات ضعیف بودم

سالهاست دارم حساب میکنم چگونه من بعلاوه ی تو ، شد فقط من . . .

.

.

.

تو که با دیگرانت بود میلی / چرا یادت مرا بشکست خیلی ؟

مگر قصدت پریشانی ما بود / که عشق ما نشد مجنون و لیلی . . . ؟

.

.

.

با اینکه ازم دوری اما هر وقت دستمو میزارم رو قلبم ، میبینم سر جاتی !

.

.

.

باران که می بارد همه چیز تازه می شود

حتی داغ نبودنِ تو . . .

.

.

.

اگر تنهایی ام چشم مرا بست / اگر دل از تنم افتاد و بشکست

فدای قلب پاک آن عزیزی / که در هر جا که باشد یاد ما هست . . .

.

.

.

قدِ تو به عشق نمیرسید

غرورم را زیر پایت گذاشتم تا برسد ، اما باز هم نرسید . . .

.

.

.

گـفـت : بـگـو ضـمـایـر را

گـفـتـم : مــَن مـَن مـَن مــَن مَــن مــَن

گـفـت:فــقـط مــن ؟

گـفـتـم: بـقـیـه رفـتـه انـــد . . .

.

.

.

دگر درد دلم درمان ندارد / مسیر عاشقی پایان ندارد

مرا در چشم خود آواره کردی / نگاهت دور برگردان ندارد . . .

.

.

.

رشته ی محبت را باید به ضریح دلی بست که خیال کوچ کردن نداشته باشد . . .

.

.

.

دلم درد می کند

انگار

خام بودند

خیال هایی که به خوردم داده بودی . . .

.

.

.

یارم از بهر فراقت به کجا سر بزنم / شوق دیدار تو دارم ، به کجا پر بزنم . . . ؟

.

.

.

امان از این بوی پاییزی و آسمان ابری ، که آدم نه خودش میداند دردش چیست

و نه هیچ کس دیگر ، فقط میداند که هرچه هوا سردتر میشود ، دلش آغوش گرم میخواهد .

.

.

.

نیمه ی گمشده ام نیستی که با نیمه ی دیگر به جستجویت برخیزم

تو تمام گمشده ی منی . . .

.

.

.

شاید با هم بودن سخت تکرار شود

اما به یاد هم بودن را هر لحظه میتوان تکرار کرد . . . .

.

.

.

بی سر و پایم سر وپایم توباش

مانده ی راهم ره و هادی تو باش

گر برهند عالم و آدم ز من

آبر و عزّت و جاهم تو باش . . .

.

.

.

در دلم حس غریبی ست که یک مرغ مهاجر دارد

و چه اندوه عجیبی ست که در خلوت دل

یاد یک دوست نباشد که تو را غرق تماشا سازد . . .

.

.

.

قلبم تهی ز شوق و رنگ / قلبم را جنگ آب و نهنگ

قلبم تباه ز تاریکی و ننگ / قلبم مرده درآغوش سنگ . . .

.

.

.

پاهایم را که درون آب می زنم، ماهی ها جمع می شوند

شاید این ها هم فهمیده اند / عمری “طعمه روزگار”بوده ام . . .

.

.

.

بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟

دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟

آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو

زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟



تو زیبایی و همچون موج دریا پر هیاهویی

منم تشنه کویری ، که ندارد هیچ آهویی

بیا یک شب کنارم تا سحر بنشین ببین جانا

که خوشتر باشد از صد موج این بی ها و بی هویی …

.

.

.

تنها چیزی که فروغش به خاموشی نمی گراید

خاطرات پاک به یاد هم بودن است

.

.

.

تو صبح باش ! من تمام شب های تاریخ را تاب می آورم !

.

.

.

ندارم من نظر جز بر نگاهت / ندارم من طلب جز روی ماهت

ندارم من دلی جز عاشق تو / نباشم من دمی جز در پناهت

.

.

.

ایستادن اجبار کوه بود ، رفتن سرنوشت آب

افتادن تقدیر برگ و صبر پاداش آدمی

پس بی هیچ پاداشی حراج محبت می کنیم که همه ی ما خاطره ایم !

.

.

.

باران همیشه می بارد ، اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند

نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن !

.

.

.

عزیزم

دلتنگیت را چگونه بیان کنم که قلبم فراتر از واژه های زمین برایت تنگ است

.

.

.

نقاش نیستم ، ولی دلم برایت پر می کشد !

.

.

.

لیوان چای روی میز در انتظار یک جرعه است

نه تو می آیی نه او گرم می ماند

چه گناهی دارد سماوری که داغ دیده است ؟

.

.

.

دیروز دلم دوباره یک مهمان داشت / افسوس که مهمانی او پایان داشت

صد حرف نگفته در دلم بود هنوز / ای کاش زمانه دور برگردان داشت



خــوب ِ مــن ،

همین جا درون شعرهایم بمان

تا وسوسه یِ دوستت دارم هایِ دروغینِ آدمها مرا با خود نبرد …

.

.

.

به سرزمین هایِ دورِ احساس ؛

من اینجا هر روز با تـو عاشقی می کنم بی انتها

شعرِ من بهانه ایست برای مـا شدن دستهایمان

تا تکرارِ غریبانه یِ جدایی را شکست دهیم

.

.

.

تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام

دردِ یک اتفاق که شاید با اتقا قِ تـو

دردش متفاوت باشد ویرانم می کند

من از دست رفته ام ، شکسته ام

می فهمی ؟

به انتهایِ بودنم رسیده ام ؛

اما اشک نمی ریزم

پنهان شده ام پشتِ لبخنـدی که درد می کند

.

.

.

و امان از این بوی پاییزی و آسمان ابری

که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچ کس دیگر

فقط میداند که هرچه هوا سردتر میشود

دلش آغوش گرم میخواهد

.

.

.

من آنقدر خواستمت که نخواستنت را ندیدم

تو آنقدر نخواستی که هیچ چیز از من ندیدی

.

.

.

روزی میرسد که با لبخند تو بیدار میشوم

این روز هر زمان که میخواهد باشد

فقط باشد

.

.

.

خداوندا ، جای سوره ای به نام “عشق” در قرآن تو خالیست

که اینگونه آغاز شود :

و قسم به روزی که دلت را میشکنند و جز خدایت مرهمی نخواهی یافت

.

.

.

هر شعر

گریز از یک گناه بود

هر فریاد

گریز از یک درد

و هر عشق

گریز از یک تنهایی عمیق

افسوس که تو

هیچ گریزگاهی نداشتی…!

.

.

.

بر سر مزرعه ی سبز فلک

باغبانی به مترسک می گفت :

دل تو چوبین است…

و ندانست که زخم زبان

دل چوب هم می شکند…

.

.

.

بجز دستت ندارم یار دیگر / بجز آیینه بازی کار دیگر

چو بستی چشم را آیینه بشکست / نگاهم کن فقط یک بار دیگر

.

.

.

چشم من چشمه ی زاینده ی اشک / گونه ام بستر رود

کاشکی همچو حبابی بر آب / در نگاه تو رها می شدم از بود و نبود

.

.

.

کاش دنیا یکبار هم که شده

بازیش را به ما می باخت مگر چه لذتی دارد

این بردهای تکراری برایش؟!

.

.

.

یک عمر قفس بست مسیر نفسم را

حالا که دری هست مرا بال و پری نیست

حالا که مقدر شده آرام بگیرم

سیلاب مرا برده و از من اثری نیست

بگذار که درها همگی بسته بمانند

وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست



نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 ساعت 09:31 ب.ظ توسط علی نظرات | |


غمگینم ، مثل پیرزنی که آخرین سرباز برگشته از جنگ ، پسرش نیست .

www.smsjoon.com 
نفسم ، تو در شمالی و من در جنوب ! کاش دستی نقشه را از میانه تا کند . 

www.smsjoon.com

اگر احساس به خاموشی مطلق برسد / باز هم عاطفه ای هست میان من و تو .

محاسبه عاشقانه :

۱ + ۱ = همه چیز

و

۲ – ۱ = هیچ چیز

.

.

.

من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالم / نکند فرق به حالم چه برانی چه بخوانی

چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی / نه من آنم که برنجم ، نه تو آنی که برانی . . .

.

.

.

اسپند دود می کنم ، برای عشقمان

هر شب

میان راز و نیاز های شبانه

 نکند جادوگر  زشت بی تفاوتی ، چشممان بزند . . .

.

.

.

هر کسی می تواند با شما لبخند بزند

هر کسی می تواند با تو گریه کند

اما کسی که تو را دوست دارد

وقتی اشک در چشمان شماست ، میتواند آنرا تبدیل به لبخند کند . . .

.

.

.

گفتی : نفرین میکنی ؟

گفتم : نه ، اما از خدا میخوام

هیچکس ، اندازه من دوستت نداشته باشد . . .

.

.

.

آنکه دستور زبان عشق را

بی گزاره در نهاد ما نهاد

خوب می دانست تیغ تیز را

در کف مستی نمی بایست داد

.

.

.

دلم یک جای دنج میخواهد

آرام و بی تَنِش

جایی باید باشد غیر از این کنج تنهایی!

تا آدم گاهی آنجا آرام بگیرد

مثلا آغوش تو !

آن نازنین کجاست که یادم نمیکند / صد غم به سینه دارم و شادم نمیکند

یک لحظه آنکه بی من هرگز نمی نشست / امشب به یاد کیست که یادم نمیکند . . .

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

میگن دوره اربابی تموم شده

پس تو اهل کدوم تباری که ما هنوز غلامتیم !؟

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

امروز روز ملی گلها ست

“روزت مبارک”

این پیام رو برای تمام کسانی که عطر شون رو دوست داری بفرست.

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

گفت مجنون گر همه روی زمین / هر زمان بر من کنندی آفرین

من نخواهم آفرین هیچ کس / مدح من دشنام لیلی باد و بس . . .

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

لبریز غزل بیا همی آهسته / چون آیه بخوان مرا کمی آهسته

آهسته مرا رها بکن از سر عشق / تا در تو رها شوم دمی آهسته . . .

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

ما هرچه دویدیم به مقصد نرسیدیم / از عشق به جز مزه ی تلخش نچشیدیم . . .

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

دیری است ندیده ام من الماس تنت

عابــر نشـــدم به کــــوچه یاس تنت

تبریز چـــــرا شده است فصل تن تو

خـــــواهم برسم به بندر عباس تنت !

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

گرچه کردم ذوقها از آشناییهای او / انتقام از من کشید، آخر جداییهای او . . .

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

نقش ِچشمان ِخمارت ، چه کشیدن دارد ! / سایه ساران ِدو زلفت ، چه لمیدن دارد !

آن قدر خوب و ملیحی که به یک جرعه نگاه / حس مستی لبت طعم چشیدن دارد . . .

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

بی رویت آینه کدر خواهد شد / آهم در شهر منتشر خواهد شد

چون بمبی ساعتی دلم در سینه / با تاخیر تو منفجر خواهد شد . . .

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

هیچ میدانی ؟

جای قول و قرارهایمان امن است ، زیر پاهای تو !

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

گهگاهی سفری کن به حوالی دلت

شاید از جانب ما خاطره ای منتظر لمس نگاهت باشد . . .

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

پر است خلوتم از یاد عاشقانه او / گرفته باز دل کوچکم بهانه او

نسیم رهگذر این بار هم نیاورده / به دست قاصدکی نامه یا نشانه او . . .

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

شاهزاده ی عشقی که غلامت شده ام / پابند تو و اسیر دامت شده ام

گویند کبوتری وفادار تر از طوقی نیست / طوقی صفتم ، جلد مرامت شده ام . . .

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

نگی که ما گداییم / نگی که بی وفاییم

ما اهل هر کجاییم / مخلص بعضی هاییم !

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

اگر چه عاشقی پر شور بودیم / به خود نزدیک و از هم دور بودیم

شب و روز از جدایی می‌سرودیم / من و تو وصله‌ای ناجور بودیم . . .

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

درد یک پنجره را پنجره ها میفهمند

معنی کور شدن را گره ها میفهمند

سخت است بالا بروی ساده بیای پایین

قصه ی تلخ مرا سرسره ها میفهمند

یک نگاهت به من آموخت که درحرف زدن

چشم ها بیشتر از حنجره ها میفهمند . . .

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

امشب شب رویای تو بود و تو نبودی / در دل همه آوای تو بود و تو نبودی

دل زیر لب آهسته تمنای تو میکرد / در حسرت دیدار تو بود و تو نبودی . . .

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

هر سحر آفتاب من بودی

همه شب ها شهاب من بودی

ور شکستم بدون چشمانت

تو تمام حساب من بودی . . .

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

دل تنگم و جز روی خوشت در نظرم نیست / در گیتی و افلاک به جز تو قمرم نیست

با عشق تو شب را به سحر گاه رسانم / بی لذت دیدار تو شب را سحرم نیست . . .

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

دل خوش میطلبم سیری چند ؟ / پای در بند به زنجیری چند ؟

با چنین باده و جامی ساقی / تو بگو عشق و صفا سیری چند . . . ؟

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

امشب ز غمت میان خون خواهم خفت / وزبسترِ عافیت برون خواهم خفت

باور نکنی خیال خود را بفرست / تا در نگرد که بی تو چون خواهم خفت . . .

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

قلب کال مـن

در فصل دست های تــو می رسـد

فصـلی برای تمـــــام رؤیــاها

دستــی برای تمـــام فصل ها . . .

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

من به زنجیر وفای تو اسیرم چه کنم

گر نیایی به خدا بی تو بمیرم چه کنم

در هوای غم عشق تو ز خود بی خبرم

که من از عشق تو محتاج و فقیرم چه کنم . . .

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

اشک خیمه زده بر صفحه ی چشم نگرانم

چنـد روزیسـت که دلواپسـم و بـد نگرانم

کوچه از رهگذر سرد غمت زار و گرفته ست

شب بی تابش ماه روی تو برده امانم . . .

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

کمی گیجم کمی منگم عجیب است

پریده بی جهت رنگم عجیب است

تو را دیدم همین یک ساعت پیش

برایت باز دلتنگم عجیب است !

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

مـــرا یک شــب تحمل کن که تا باور کنـی ای دوست

چگونـه با جنون خود مـدارا می‌کنم هـر شــب . . . !

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

دلم را ساده گیر آورده ای تو

نه مستاجر ، اسیر آورده ای تو

تمام رهن قلبت پیش پیش است

نگو بازم که دیر آورده ای تو….!

عشق یعنی پاک بودن در فساد / آب ماندن در دمای انجماد . . .

.

.

.

پیامک عاشقانه

در شادی من شریک باش ای ساعت / در فکر لباس شیک باش ای ساعت

تعجیل بکن ، دلم برایش تنگ است / کم عاشق تیک و تاک باش ای ساعت . . .

.

.

.

جدیدترین اس ام اس های عاشقانه

کل اسم های تو موبایلم رو به اسم تو تغییر دادم

حالا هرروز بهم زنگ میزنی

یکبار هم نه ، چند بار ، تازه تغییر صداهم میدی

من که میدونم تو هم دلت تنگ منه  . . .

.

.

.

همیشه در ریاضیات ضعیف بودم

سالهاست دارم حساب میکنم چگونه من بعلاوه ی تو ، شد فقط من  . . .

.

.

.

تو که با دیگرانت بود میلی / چرا یادت مرا بشکست خیلی ؟

مگر قصدت پریشانی ما بود / که عشق ما نشد مجنون و لیلی . . . ؟

.

.

.

با اینکه ازم دوری اما هر وقت دستمو میزارم رو قلبم ، میبینم سر جاتی !

.

.

.

باران که می بارد همه چیز تازه می شود

حتی داغ نبودنِ تو . . .

.

.

.

اگر تنهایی ام چشم مرا بست / اگر دل از تنم افتاد و بشکست

فدای قلب پاک آن عزیزی / که در هر جا که باشد یاد ما هست . . .

 

.

.

.

قدِ تو به عشق نمیرسید

غرورم را زیر پایت گذاشتم تا برسد ، اما باز هم نرسید . . .

.

.

.

گـفـت : بـگـو ضـمـایـر را

گـفـتـم : مــَن مـَن مـَن مــَن مَــن مــَن

گـفـت:فــقـط مــن ؟

گـفـتـم: بـقـیـه رفـتـه انـــد . . .

.

.

.

دگر درد دلم درمان ندارد / مسیر عاشقی پایان ندارد

مرا در چشم خود آواره کردی / نگاهت دور برگردان ندارد . . .

.

.

.

رشته ی محبت را باید به ضریح دلی بست که خیال کوچ کردن نداشته باشد . . .

.

.

.

دلم درد می کند

انگار

خام بودند

خیال هایی که به خوردم داده بودی  . . .

.

.

.

یارم از بهر فراقت به کجا سر بزنم / شوق دیدار تو دارم ، به کجا پر بزنم . . . ؟

.

.

.

 امان از این بوی پاییزی و آسمان ابری ، که آدم نه خودش میداند دردش چیست

و نه هیچ کس دیگر ، فقط میداند که هرچه هوا سردتر میشود ، دلش آغوش گرم میخواهد .

.

.

.

نیمه ی گمشده ام نیستی که با نیمه ی دیگر به جستجویت برخیزم

تو تمام گمشده ی منی . . .

.

.

.

شاید با هم بودن سخت تکرار شود

اما به یاد هم بودن را هر لحظه میتوان تکرار کرد . . . .

.

.

.

بی سر و پایم سر وپایم توباش

مانده ی راهم ره و هادی تو باش

گر برهند عالم و آدم ز من

آبر و عزّت و جاهم تو باش . . .

.

.

.

در دلم حس غریبی ست که یک مرغ مهاجر دارد

و چه اندوه عجیبی ست که در خلوت دل

یاد یک دوست نباشد که تو را غرق تماشا سازد . . .

.

.

.

قلبم تهی ز شوق و رنگ / قلبم را جنگ آب و نهنگ

قلبم تباه ز تاریکی و ننگ / قلبم مرده درآغوش سنگ . . .

.

.

.

پاهایم را که درون آب می زنم، ماهی ها جمع می شوند

شاید این ها هم فهمیده اند / عمری “طعمه روزگار”بوده ام . . .

.

.

.

بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟

دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟

آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو

زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟

در شادی من شریک باش ای ساعت / در فکر لباس شیک باش ای ساعت / تعجیل بکن ، دلم برایش تنگ است / کم عاشق تیک و تاک باش ای ساعت !

.
.
.

من و دل همنفسیم با نفس خیال تو / نفسم ، همنفسم ، هر نفسم فدای تو!

.
.
.

دلم بی لبت نای ماندن ندارد / لبم بی دلت جای خواندن ندارد / بی لب و بی دل ، توان بود ولی / سرم بی تبت پای ماندن ندارد .

.
.
.

عجب خیاط ماهری است دنیا ، که دل هیچکس را برای ما تنگ ندوخت !!
.
.
.

خداوندا ، جای سوره ای به نام “عشق” در قرآن تو خالیست ، که اینگونه آغاز شود : و قسم به روزی که دلت را میشکنند و جز خدایت مرهمی نخواهی یافت .

.
.
.

کسی چه میداند که امروز چند بار فرو ریختم ، از دیدن کسی که تنها لباسش شبیه تو بود .

.
.
.

همیشه در ریاضیات ضعیف بودم ، سالهاست دارم حساب میکنم چگونه من بعلاوه ی تو ، شد فقط من !

.
.
.

رشته ی محبت را باید به ضریح دلی بست که خیال کوچ کردن نداشته باشد .

.
.
.

با اینکه ازم دوری اما هر وقت دستمو میزارم رو قلبم ، میبینم سر جاتی !

.
.
.

یارم از بهر فراقت به کجا سر بزنم / شوق دیدار تو دارم ، به کجا پر بزنم ؟

تو را ای گل کماکان دوست دارم / به قدر ابر و باران دوست دارم

کجا باشی کجا باشم مهم نیست / تو را تا زنده هستم دوست دارم …

—–

اگر سرت رو روی سینه ام بگذاری هیچ صدایی نخواهی شنید … قلبِ من طاقت این همه خوشبختی رو نداره !

—–

تبسم را فراموش نکن. لبخند بی هزینه ات گران ترین هدیه است …

—–

آنان که بودنت را قدر نمی دانند رفتنت را “نامردی” میخوانند …

—–

مه شب مرغ دلم بر سر دیوار تو بود / میپرد از قفس و عاشق دیدار تو بود

خبرت هست که از خوبی خود بی خبری / به خدا خوبتر از خوبتر از خوبتری …

—–

عجب رسمی ست رسم آدمیزاد / که دور افتاده را کم میکنند یاد

که دور افتاده حکم مرده دارد / که خاک مرده را کی میبرد باد …

—–

اگر باشی محبت روزگاری تازه خواهد یافت / زمین در گردشش با تو مداری تازه خواهد یافت

دل من نیز با تو بعد از آن پاییز طولانی / دوباره چون گذشته نوبهاری تازه خواهد یافت…

—–

ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی

عیش بی یار نشود یار کجاست …؟

—–

من تنگ دلم یا که جهان تنگ شده

تیره بصرم یا افق این رنگ شده

گوش من بی حوصله بد میشنود

یا ساز طبیعت خشن آهنگ شده …

—–

باوفا! مهر تو اندر جان ماست

زندگی بی دوستی زندان ماست

کم بزن آتش دل بی تاب را

یاد خوبت روز و شب مهمان ماست …

—–

عاقبت از غم عشق تو دیوانه شدم / باده بر دست شدم راهی میخانه شدم

آن قدر حسرت میخانه کشیدم که ز شوق / به تمنای شرابت همچو پیمانه شدم …

—–

گفتی مسافری و من آنقدر عاشقم که سال هاست نماز دلم را شکسته میخوانم …

—–

متاسفانه توی قرن ۲۱ اسکل به کسی‌ گفته میشه که قلبی پاک و بی گناه و مهربون داره آدم فروش و نا رفیق نیست و از پشت خنجر نمیزنه …

—–

عشق بعضی وقت ها از درد دوری بهتر است/بی قرارم کرده و گفته صبوری بهتر است

توی قرآن خوانده ام، یعقوب یادم داده است/دلبرت وقتی کنارت نیست ، کوری بهتر است

—–

من شکستم تا تو را عاشق کنم

بعد من باران فقط آب است و بس

هر که بعد از من سراغت را گرفت

زشت یا زیبا فقط خوابست و بس …

—–

بیچاره آسمان … دلش به خورشیدى خوش است که هر روز دورش میزند …

—–

زیبایی عشق به سکوت است نه فریاد، پس با تمام سکوتم دوستت دارم …

—–

سر به هوا نیستم اما همیشه چشم به آسمان دارم. حال عجیبی ست دیدن همان آسمان که شاید تو دقایقی پیش به آن نگاه کرده ای …

—–

بی انصاف این گره با یک نگاه تو باز میشد تمام دندانهایم درد میکند …

—–

دلم با تو بود

تو ولی سرد شدی

آنقدر سرد که به ناچار گرمایم را به تو بخشیدم

و تو به من تهمت سرد شدن زدی …

—–

خانه های جدول زندگیم را دستان مهربانت یک به یک پر کرد و رمز جدول چنین بود: دوستم بدار …

—–

هنوز هم… از بین کارهای دنیا… دل بستن به دلت بیشتر به دلم می چسبد …


نوشته شده در جمعه 8 اردیبهشت 1391 ساعت 03:34 ب.ظ توسط علی نظرات | |

    _________$$$$$$$$$$_______     
___________$$$$$$_________
___________$$$$$$_________
___________$$$$$$_________
___________$$$$$$_________
___________$$$$$$_________
___________$$$$$$_________
___________$$$$$$_________
___________$$$$$$_________
_________$$$$$$$$$$_______
__________________________
__________________________
______$$$$$_______$$$$$___
____$$$$$$$$$___$$$$$$$$$_
___$$$$$$$$$$$_$$$$$$$$$$$
___$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$_
______$$$$$$$$$$$$$$$$$___
________$$$$$$$$$$$$$_____
__________$$$$$$$$$_______
___________$$$$$$$________
____________$$$$$_________
_____________$$$__________
______________$___________
__________________________
__________________________
___$$$$$$$$$_____$$$$$$$$$
_____$$$$$_________$$$$$__
_____$$$$$_________$$$$$__
_____$$$$$_________$$$$$__
_____$$$$$_________$$$$$__
_____$$$$$_________$$$$$__
_____$$$$$_________$$$$$__
_____$$$$$$_______$$$$$$__
______$$$$$$_____$$$$$$___
________$$$$$$$$$$$$$_____
      __________$$$$$$$$$_______      

نوشته شده در یکشنبه 21 اسفند 1390 ساعت 11:16 ق.ظ توسط علی نظرات | |

۞۞۞۞....۞۞............۞۞........۞۞۞۞.......................۞۞ ۞۞۞۞.....۞۞..........۞۞......۞۞۞۞۞۞...................۞۞ ......۞۞......۞۞.........۞۞....۞۞............۞۞................۞۞ ۞۞۞۞.......۞۞......۞۞....۞۞...............۞۞..............۞۞ ۞۞۞۞........۞۞....۞۞.....۞۞...............۞۞..............۞۞ ......۞۞.........۞۞...۞۞.......۞۞............۞۞................۞۞ ۞۞۞۞...........۞۞۞۞...........۞۞۞۞۞۞.......۞۞۞۞۞۞ ۞۞۞۞.............۞۞..................۞۞۞۞.........۞۞۞۞۞۞

نوشته شده در جمعه 21 بهمن 1390 ساعت 09:57 ق.ظ توسط علی نظرات | |

چشمای مغرورش هیچوقت از یادم نمیره .
رنگ چشاش آبی بود .
رنگ آسمونی که ظهر تابستون داره . داغ داغ
وقتی موهای طلاییشو شونه می کرد دوست داشتم دستامو زیر موهاش بگیرم
مبادا که یه تار مو از سرش کم بشه .

دوستش داشتم .
لباش همیشه سرخ بود .
مثل گل سرخ حیاط . مثل یه غنچه …
وقتی می خندید و دندونای سفیدش بیرون می زد اونقدرمعصوم و دوست داشتنی می شد که اشک توی چشمام جمع میشد.

دوست داشتم فقط بهش نگاه کنم .
دیوونم کرده بود .
اونم دیوونه بود .
مثل بچه ها هر کاری می خواست می کرد .
صدای خنده اش آهنگ خاصی داشت .

چشاش مثل یه چشمه زلال بود ٫صاف و ساده …
وقتی در گوشش آروم زمزمه می کردم : دوستت دارم ٫
نخودی می خندید
عطر موهاش هیچوقت از یادم نمیره .
می گفت : میدونی قلبم چی می گه ؟
می گفتم : نه
می گفت : میگه لاو لاو ٫ لاو لاو …
بعد می خندید . می خندید ….
منم اشک تو چشام جمع می شد .
همیشه از دستم فرار می کرد .
مثل بچه ها .
قایم می شد ٫ جیغ می زد ٫ می پرید ٫ می خندید …
بعد یهو آروم می شد.
به چشام نگاه می کرد.
دیوونه دیوونه …
بیشتر شبا تا صبح بیدار بودم .
می خواستم فقط نگاش کنم .
هیچ چیز برام مهم نبود .
فقط اون …

من می دونستم (( بهار )) سرطان داره .
خودش نمی دونست .
نمی خواستم شادیشو ازش بگیرم .
تا اینکه بلاخره بعد از یکسال سرطان علایم خودشو نشون داد .
بهار پژمرد .
هیچکس حال منو نمی فهمید .

دو هفته کنارش بودم و اشک می ریختم .
یه روز صبح از خواب بیدار شد ٫
دستمو گرفت ٫
گفت : می دونی قلبم چی می گه؟
بعد چشاشو بست.
تنش سرد بود .
هیچ تپشی نبود .
داد زدم : خدا …

بهار مرده بود .
من هیچی نفهمیدم .
ولو شدم رو زمین .
هیچی نفهمیدم .
هیچکس نمی فهمه من چی میگم .
هنوز صدای خنده هاش تو گوشم می پیچه ٫
هنوزم اشک توی چشام جمع می شه ٫
هنوزم دیوونه ام…


نوشته شده در چهارشنبه 16 آذر 1390 ساعت 06:53 ب.ظ توسط علی نظرات | |

چشمای مغرورش هیچوقت از یادم نمیره .
رنگ چشاش آبی بود .
رنگ آسمونی که ظهر تابستون داره . داغ داغ
وقتی موهای طلاییشو شونه می کرد دوست داشتم دستامو زیر موهاش بگیرم
مبادا که یه تار مو از سرش کم بشه .

دوستش داشتم .
لباش همیشه سرخ بود .
مثل گل سرخ حیاط . مثل یه غنچه …
وقتی می خندید و دندونای سفیدش بیرون می زد اونقدرمعصوم و دوست داشتنی می شد که اشک توی چشمام جمع میشد.

دوست داشتم فقط بهش نگاه کنم .
دیوونم کرده بود .
اونم دیوونه بود .
مثل بچه ها هر کاری می خواست می کرد .
صدای خنده اش آهنگ خاصی داشت .

چشاش مثل یه چشمه زلال بود ٫صاف و ساده …
وقتی در گوشش آروم زمزمه می کردم : دوستت دارم ٫
نخودی می خندید
عطر موهاش هیچوقت از یادم نمیره .
می گفت : میدونی قلبم چی می گه ؟
می گفتم : نه
می گفت : میگه لاو لاو ٫ لاو لاو …
بعد می خندید . می خندید ….
منم اشک تو چشام جمع می شد .
همیشه از دستم فرار می کرد .
مثل بچه ها .
قایم می شد ٫ جیغ می زد ٫ می پرید ٫ می خندید …
بعد یهو آروم می شد.
به چشام نگاه می کرد.
دیوونه دیوونه …
بیشتر شبا تا صبح بیدار بودم .
می خواستم فقط نگاش کنم .
هیچ چیز برام مهم نبود .
فقط اون …

من می دونستم (( بهار )) سرطان داره .
خودش نمی دونست .
نمی خواستم شادیشو ازش بگیرم .
تا اینکه بلاخره بعد از یکسال سرطان علایم خودشو نشون داد .
بهار پژمرد .
هیچکس حال منو نمی فهمید .

دو هفته کنارش بودم و اشک می ریختم .
یه روز صبح از خواب بیدار شد ٫
دستمو گرفت ٫
گفت : می دونی قلبم چی می گه؟
بعد چشاشو بست.
تنش سرد بود .
هیچ تپشی نبود .
داد زدم : خدا …

بهار مرده بود .
من هیچی نفهمیدم .
ولو شدم رو زمین .
هیچی نفهمیدم .
هیچکس نمی فهمه من چی میگم .
هنوز صدای خنده هاش تو گوشم می پیچه ٫
هنوزم اشک توی چشام جمع می شه ٫
هنوزم دیوونه ام…


نوشته شده در چهارشنبه 16 آذر 1390 ساعت 06:45 ب.ظ توسط علی نظرات | |

A,B,C,D,E,F,G,H, _ ,J,K,L,M,N,O,P,Q,R,S,T,U,V,W,X,Y,Z

دنبال I نگرد ! چون فدای U شده !!!

.

.

.

نه گل خواهد ز بوستان ها جدائی ، نه دل دارد خیال بی وفائی

ولیکن چرخش چرخ ستمگر زند بر هم رسوم آشنائی . . .

.

.

.

غم زمانه خورم یا فراغ یار کشم ؟ به طاقتی که ندارم کدام بار کشم . . . ؟

.

.

.

غم خانه عشق تو به رضوان ندهم ، یک خار تو را به صد گلستان ندهم

تو معدن عشق آرزوهای منی ، من کفر تو را به گنج ایمان ندهم . . .

.

.

.

یک شب از عمرم صفحاتی خواندم ، چون به نام تو رسیدم لحظاتی ماندم

همه دفتر عمرم ورقی بیش نبود ، همه تکرار تمنای تو بود . . .

.

.

.

ای دوست گلی به یادگار بفرست ، گر لایق گل نیستم خار بفرست

از بهر خدا ، نه از بهر دلت ، من پیامی داده ام تو جوابی بفرست !

.

.

.

موجم کردی که بی قرارت باشم ، ابرم کردی که اشک بارت باشم

در سکوت گل جلوه نمودی تا من ، چون خار همیشه در کنارت باشم . . .

.

.

.

سردی نگاهتو بشکن ، فاصله سزای ما نیست ، با تو بودن آرزومه

این جدائی حق ما نیست . . .

.

.

.

نازی که ز لبخند گل یاس هویداست / زیبائی عشق است که در چشم تو پیداست . . .

.

.

.

هر چه باشی نازنین ، ایام خارت میکند / هر چه باشی شیر دل دنیا شکارت میکند

هر چه باشی با لب خندان میان دیگران / عاقبت دست طبیعت اشک بارانت میکند . . .

.

.

.

من از خاری که در بالای دیوار است دانستم / که ناکَس کَس نمیگردد بدین بالا نشستنها

.

.

.

عشق یعنی :

چون خورشید، تابیدن بر شب های دوست و چون برف ، ذوب شدن بر غم های دوست . . .

.

.

.

ای کاش عشق نبود ، اگر هم بود یکی پیدا میشد که باورش کنه

نه اینکه به عشق شک کنه . . .

.

.

.

همه تردید های دنیا را بگذار روی طاقچه ، تو برای ما بودن باید با ما باشی

لبخند هایت را از طاقچه بردار ، تردیدت را بگذار ، تا ما همیشه برای ما بودن

کم نداشته باشیم تو را . . .

.

.

.

گر از این منزل ویران به سوی خانه روم / دگر آنجا که روم عاقل و فرزانه روم . . .

.

.

.

هر آنکه از رفاقت دم میزد / ولی ناخوداگاه از خیانت دم میزد

تو رویاهام که با هر یک رفیقو / که با هر یک غم و شادی شریکو

به وقت خوش همه با تو رفیقو / به مشکل میرسی هر یک غریب

توی گفنار خویش دم از رفاقت / ولی بوئی نبردند از صداقت


نظر یادتون نره...!؟


نوشته شده در چهارشنبه 16 آذر 1390 ساعت 06:27 ب.ظ توسط علی نظرات | |

 

دانلود آلبوم کما 3 از حمید عسکری

فرمت : mp3- 192

حجم : ۴۴٫۱ مگابایت

رمز فایل : www.royadownload.com

دانلود


نوشته شده در شنبه 28 اسفند 1389 ساعت 09:32 ب.ظ توسط علی نظرات | |

دستای من سرده یعنی که من تنهام

یعنی ازت دورم یعنی تو رو میخوام

دستای من سرده یعنی که دلتنگم

      یعنی برای تو با گریه میجنگم

به عشق تو قسم به جون تو

میمیرم واسه چشمای قشنگت

             به جون تو بدون تو

میمیرم واسه چشمای قشنگت

به عشق تو به جون تو        

میمیرم واسه چشمای قشنگت. . .

دستای من سرده یعنی که دلتنگم

یعنی که غمگینم اما تو میخندی

دستای من سرده یعنی که پر دردم

*********

یعنی دلم میخواد پیش تو برگردم. . .

(کاری از حمید عسکری - آلبوم جدید کما 3)

نام آهنگ : قسم

 


نوشته شده در سه شنبه 24 اسفند 1389 ساعت 11:20 ق.ظ توسط علی نظرات | |

       _$$$$$$$_____________________________$$$$$       
 __$$$$$$$$*_____________________,,$$$$$$$$*
 ___$$$$$$$$$$,,_______________,,$$$$$$$$$$*
 ____$$$$$$$$$$$$___ ._____.___$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$,_'.____.'_,,$$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$,, '.__,'_$$$$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$$$.@:.$$$$$$$$$$$$$$$$
______***$$$$$$$$$$$@@$$$$$$$$$$$****
__________,,,__*$$$$$$@.$$$$$$,,,,,,           
_____,,$$$$$$$$$$$$$* @ *$$$$$$$$$$$$,,,
  ____*$$$$$$$$$$$$$*_@@_*$$$$$$$$$$$$$ 
      ___,,*$$$$$$$$$$$$__.  @ . __*$$$$$$$$$$$$$,,
        ,,*___*$$$$$$$$$$$___   *  ___*$$$$$$$$$$*__ *',, 
              *____,,*$$$$$$$$$$____________$$$$$$$$$$*,,____*     
            ______,;$*$,$$**'____________**'$$***,, ______    
      ____,;'*___'_.*__________________*___ '*,, ____
             ,,,,.;**____ _ ________---_---________ _ ____ '**,,,,   


نوشته شده در سه شنبه 10 اسفند 1389 ساعت 11:37 ق.ظ توسط علی نظرات | |

پسرک میخواست به عشقش ثابت کنه دوسش داره...

دخترک یه تیغ تو دستش گذاشت...

پسر محکم تیغو گرفت و تو دستش فشار داد...

خون چیک چیک از رو دستش رو زمین میریخت..

.میخواست به عشقش ثابت کنه صادقانه دوسش داره....

                                                                  رگشو زد...!.

دخترک پسرو به آغوش کشید...

                                         پسرک تو بغلش جون داد...

دختر سر پسرو آروم رو زمین گذاشت و گفت:

                                       اگه دوسم داشت خودشو نمی کشت...


نوشته شده در یکشنبه 24 بهمن 1389 ساعت 11:48 ق.ظ توسط علی نظرات | |

          این روزا عادت همه رفتن ودل شکستنه 


                               درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه

 
         این روزا مشق بچه ها یه صفحه آشفتگیه
 


                                  گردای رو آینه ها فقط غم زندگیه

 
             این روزا درد عاشقا فقط غم ندیدنه


                           مشکل بی ستاره ها یه کم ستاره چیدنه

 
          این روزا کار گلدونا از شبنمی تر شدنه

 
                               آرزوی شقایقا یه شب کبوتر شدنه
 


           این روا آسمونمون پر از شکسته بالیه
 


                             جای نگاه عاشقت باز توی خونه خالیه

 

یادتون نره نظر بدین....!؟


نوشته شده در یکشنبه 26 دی 1389 ساعت 02:43 ب.ظ توسط علی نظرات | |

Directlink

01 Sokot.mp3
02 Do Rahi.mp3
03 Adam Ha.mp3
04 Rage Khab.mp3
05 Man Toro Kam Daram.mp3
06 Zarabane Makos.mp3
07 Nabashi.mp3
08 Azab.mp3
09 Bemon.mp3
10 Hafezeye Zaeef.mp3
11 Do Rahi ( BiKalam ).mp3


نوشته شده در شنبه 20 آذر 1389 ساعت 12:02 ب.ظ توسط علی نظرات | |

                                          Delam mikhad to ro*                        * Daste to ro bigiramo

                                  yebare     dige     bebinam*                     * kenare    to      beshinam  

                          Nemidoni cheghadr baram *       *    Sakhte   ke  bi  to bash                      

   Dige to ro nabinamo   *****  ye ruz azat jada sham 

Midoni ke delam vase to tange * Akhe donyaye man ba to ghashange

Chijori   mikhay   taghat   biari * Nakone   ke  dige   doustam   nadari

Midoni ke delam vase to tange  Akhe donyaye man ba to ghashange

Chijori mikhay taghat biari   Nakone ke dige doustam nadari

*   *   *   *   *  Doustam   Nadari  *   *   *   *   *

*  *  *  *  *  Doustam   Nadari  *  *  *  *  *

* * * * *  Doustam   Nadari  * * * * *

*    *    *    *    *    *   *   * 

*  *  *  *  *  *  *

*  *  *  *

*  *


نوشته شده در سه شنبه 16 آذر 1389 ساعت 10:56 ق.ظ توسط علی نظرات | |

                                                         

خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد
نخواست او به منِ خسته ـ بی‌گمان ـ برسد
شکنجه بیشتر از این؟ که پیش چشمِ خودت
کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد
چه می‌کنی؟ اگر او را که خواستی یک عمر
به‌راحتی کسی از راه ناگهان برسد،...
رها کنی برود از دلت جدا باشد
 به آن‌که دوست‌تَرَش داشته به آن برسد
رها کنی بروند و دو تا پرنده شوند
خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد
گلایه‌ای نکنی بغض خویش را بخوری
که هق! هق!... تو مبادا به گوششان برسد
خدا کند که... نه! نفرین نمی‌کنم... نکند
به او ـ که عاشق او بوده‌ام ـ زیان برسد
خدا کند فقط این عشق از سرم برود
خدا کند که فقط زود آن زمان برسد

                                                                                     

      

                                                                              

 

مهربونم توی قلبم لونه کردی تو منا دویونه کردی

با یه چشمک با یه خنده

با یه ناز با یه اشاره

اومدی یه کاری کردی

عاشقت بشم دوباره

می دونستم که هنوزم

دل من پیش تو گیره

هنوزم ترسی نداره

واسه عشق تو بمیره

مهربونم توی قلبم لونه کردی تو منا دویونه کردی

مهربونم توی قلبم لونه کردی تو منا با چشم سیات دیونه کردی

رفتیا اومدی هنوز همونم

هنوز از تو واسه این دلم می خونم

اگه اون روزها نگفتم که بمونی

حالا میگم که نذار تنها بمونم

یادتون نره نظر بدین....!؟


نوشته شده در پنجشنبه 11 آذر 1389 ساعت 11:46 ق.ظ توسط علی نظرات | |


پیچك دات نت قالب جدید وبلاگ